smatt معنی فارسی سخت تند زيرک زيبا باهوش قشنگ برجسته زيرکانه واژههای دیگر با معنی «سخت» smart سخت، تند، تازه stringent سخت، دقيق، صريح casehardened سخت، دشوار، ناگوار hard سخت، دشوار، ناگوار unromantic سخت، دشوار، ناگوار severe سخت، سخت گير، دقيق strict سخت، اکيداً، سخت گير rakish سخت، تند، تازه desperately سخت، بينهايت، چنانکه اميدي براي ان باقي نباشد austere سخت، درشت، ترشرو