دیکشنری فارسی

hast

UShæst

معنی فارسی

داشتن مجبوربودن دارابودن ناگزيربودن

معنی کامل و مثال‌ها

/hast/vt.

(قدیمی) دوم شخص مفرد در زمان حال از فعل have (با: thou به کار می‌رود)

thou hast deceived me!

تو مرا گول زده‌ای‌!

واژه‌های دیگر با معنی «داشتن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن