hast
UShæst
معنی فارسی
داشتن مجبوربودن دارابودن ناگزيربودن
معنی کامل و مثالها
/hast/vt.
● (قدیمی) دوم شخص مفرد در زمان حال از فعل have (با: thou به کار میرود)
thou hast deceived me!
تو مرا گول زدهای!