دیکشنری فارسی

interosculate

معنی فارسی

بهم خوردن بهم پيوستن بهم اميختن صفات مشترک داشتن

معنی کامل و مثال‌ها

/in´tǝr äs´kyōō lāt´, -kyǝ-/vi.

(زیست‌شناسی) چند ویژگی همانند داشتن

interosculating species

گونه‌هایی که از برخی نظرها شبیه هستند

رجوع شود به: interpenetrate

واژه‌های دیگر با معنی «بهم خوردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن