kibbel
معنی فارسی
خرد کردن تکه تکه کردن
معنی کامل و مثالها
/kib´ǝl/vt.
● (به صورت دانه یا تکههای درشت) خرد کردن، تکهتکه کردن
خرد کردن تکه تکه کردن
/kib´ǝl/vt.
● (به صورت دانه یا تکههای درشت) خرد کردن، تکهتکه کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن