دیکشنری فارسی

lorn

معنی فارسی

بيچاره پريشان بي کس متروک

معنی کامل و مثال‌ها

/lôrn/adj.

(مهجور) تباه، نابود، از دست رفته

(شعر قدیم) ترک شده، مطرود، یکه و تنها، غریب و بی‌کس

متروکه، منزوی

مترادف‌ها

adjective
(Poetical.) Lost, undone, forsaken, deserted, lone, bereft, lonely.

واژه‌های دیگر با معنی «بيچاره»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن