lorn
معنی فارسی
بيچاره پريشان بي کس متروک
معنی کامل و مثالها
/lôrn/adj.
● (مهجور) تباه، نابود، از دست رفته
● (شعر قدیم) ترک شده، مطرود، یکه و تنها، غریب و بیکس
● متروکه، منزوی
مترادفها
adjective
(Poetical.) Lost, undone, forsaken, deserted, lone, bereft, lonely.