دیکشنری فارسی

lorn

معنی فارسی

بيچاره پريشان بي کس متروک

معنی کامل و مثال‌ها

/lôrn/adj.

● (مهجور) تباه، نابود، از دست رفته

● (شعر قدیم) ترک شده، مطرود، یکه و تنها، غریب و بی‌کس

● متروکه، منزوی

مترادف‌ها

adjective
(Poetical.) Lost, undone, forsaken, deserted, lone, bereft, lonely.

واژه‌های دیگر با معنی «بيچاره»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن