overblow
معنی فارسی
بردن ، برطرف کردن ، با زور زياد زدن
معنی کامل و مثالها
/ō´vǝr blō´/vt.
● وزیدن، وزاندن
● با چیز وزیده شده (مثلا شن) پوشاندن
● (موسیقی - ساز بادی) بلندتر از حد معمول نواختن
بردن ، برطرف کردن ، با زور زياد زدن
/ō´vǝr blō´/vt.
● وزیدن، وزاندن
● با چیز وزیده شده (مثلا شن) پوشاندن
● (موسیقی - ساز بادی) بلندتر از حد معمول نواختن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن