portage
UKpɔːtidʒ
US'pɔ:tədʒ
معنی فارسی
بردن ، حمل ، بارکشي ، کرايه ، راه با خط حمل ،
درميان دورودخانه حمل کردن
معنی کامل و مثالها
/pôr´tij/n., vt., vi.
● ترابری، ترابرد، حمل، حمل و نقل
● هزینهی ترابری، کرایهی حمل
● حمل قایق از یک دریاچه (یا رود و غیره) به دریاچه (یا رود و غیرهی) دیگر، مسیر حمل قایق
● (قایق و غیره را) حمل کردن، از خشکی رد کردن
تعریف انگلیسی
noun
- the cost of carrying or transporting
- overland track between navigable waterways
- carrying boats and supplies overland