دیکشنری فارسی

portage

UKpɔːtidʒ US'pɔ:tədʒ

معنی فارسی

بردن ، حمل ، بارکشي ، کرايه ، راه با خط حمل ،

درميان دورودخانه حمل کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/pôr´tij/n., vt., vi.

ترابری، ترابرد، حمل، حمل و نقل

هزینه‌ی ترابری، کرایه‌ی حمل

حمل قایق از یک دریاچه (یا رود و غیره) به دریاچه (یا رود و غیره‌ی) دیگر، مسیر حمل قایق

(قایق و غیره را) حمل کردن، از خشکی رد کردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. the cost of carrying or transporting
  2. overland track between navigable waterways
  3. carrying boats and supplies overland

واژه‌های دیگر با معنی «بردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن