دیکشنری فارسی

shutting

UKʃʌtiŋ US'ʃʌtıŋ

معنی فارسی

بستن بر هم نهادن جوش دادن بسته شدن

تعریف انگلیسی

noun
  1. the act of closing something

واژه‌های دیگر با معنی «بستن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن