دیکشنری فارسی

smarting

UKsmɑːtiŋ US'smɑ:tıŋ

معنی فارسی

سخت تند تازه تند زيرک باهوش زرنگ ناقلا قشنگ زرق وبرق دار زيبا

تعریف انگلیسی

noun
  1. a kind of pain such as that caused by a wound or a burn or a sore

واژه‌های دیگر با معنی «سخت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن