دیکشنری فارسی

smashes

UKsmæʃiz US'smæʃız

معنی فارسی

خرد کردن شکست دادن تارومارکردن سخت زدن خراب کردن برانداختن

واژه‌های دیگر با معنی «خرد کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن