smearing
UKsmiəriŋ
US'smıərıŋ
معنی فارسی
اندودن الودن ماليدن چرک کردن ملوث کردن لک انداختن لکه دارکردن
اندودن الودن ماليدن چرک کردن ملوث کردن لک انداختن لکه دارکردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن