دیکشنری فارسی

squad

UKskwɔd USskwɔd

معنی فارسی

دسته جوخه

معنی کامل و مثال‌ها

/skwäd/n., vt.

● (ارتش) جوخه (بخشی از: دسته platoon)

● گروه کوچک، شمار اندک، معدودی از نفرات، دسته

a police squad

یک دسته پاسبان

● گروه ورزشی، تیم، کاروان ورزشی

a football squad

تیم فوتبال

● به صورت جوخه یا دسته درآوردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. a smallest army unit
  2. a cooperative unit (especially in sports)
  3. a small squad of policemen trained to deal with a particular kind of crime

مترادف‌ها

noun
Gang, band, crew, set, knot, bevy, lot, small company.

واژه‌های دیگر با معنی «دسته»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن