دیکشنری فارسی

to tie up

UKtoutiːʌp

معنی فارسی

بستن پيچيدن مقيد کردن حبس کردن

واژه‌های دیگر با معنی «بستن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن