wanting in courage معنی فارسی بي جرات بي دل واژههای دیگر با معنی «بي جرات» poor spirited ترسو، بي جرات، کم دل demoratize دلسردکردن، بي جرات کردن، ازميان بردن حس شهامت وانتظامات ارتش dismay ترسانيدن، بي جرات کردن، ترسيدگي dishearten دلسردکردن، بي جرات کردن dishearteningly دلسردکردن، بي جرات کردن daunt ترسانيدن، بي جرات کردن discourage دلسردکردن، بي جرات ساختن، سست کردن discouragingly دلسردکردن، بي جرات ساختن، سست کردن spiritless بيروح، کم دل، بي جرات faint-hearted بزدل، ترسو، بي جرات