از معنی انگلیسی at ative _ by foreshadow from ic _ of over than via with- واژههای انگلیسی با این معنی from از، از:بواسطه، از:درنتيجه than از، نسبت به، تا greed از، حرص، شره frae از، بواسطه، مطابق. von از، - ي anew از نو، از سر، به طرز نوين therof از ان، وابسته بان، متعلق بان posteriorly از پس، از عقب uzbak از بک، ازبکي. uzbeg از بک، ازبکي. aswarm پر از، مملو therefrom از آن whence از کجا، از چه رو، که ازآن جا radically از بيخ، ازريشه، ازبنياد ere پيش از، قبل از، زودتراز before پيش از، قبل از، پيش prior to پيش از، قبل از، مقدم بر afar از دور، دورادور، دور vi'a prep از راه، از طريق، راه preparatory to پيش از، در مقدمه upwards of بيش از، متجاوزاز sideling از پهلو، يک بري، کج مايل reciprocally از دوسو، از دوسر، متقابلا interiorly از درون، از داخل، باطنا