التماس
معنی انگلیسی
adjuration entreaty plea supplication
واژههای انگلیسی با این معنی
- suppliance التماس، تضرع.
- imploration لابه التماس، استغاثه، در خواست
- obsecrate التماس کردن، استغاثه کردن
- besought التماس کردن به، استدعاکردن يا درخواست کردن از
- beseech التماس کردن به، استدعاکردن يادرخواست کردن از
- conjure التماس کردن به، درخواست کردن از
- exorable قابل تحريک در مقابل التماس، دل رحيم، نرم.
- entreaties درخواست، التماس
- entreaty درخواست، التماس
- solicit در خواست کردن (از)، التماس کردن (به)، خواستن
- entreat درخواست کردن (از)، التماس کردن (به)، لابه کردن (به)
- entreatment درخواست کردن (از)، التماس کردن (به)، لابه کردن (به)
- suppliant در خواست کردن، التماس کردن (به)، استدعا کردن (از)
- supplicant درخواست کردن، التماس کردن (به)، استدعا کردن (از)
- deprecatory بازدارنده، دورکننده بوسيله درخواست يا التماس يادعا
- supplicate درخواست، لابه، التماس
- supplication درخواست، لابه، التماس
- solicitation در خواست، تقاضا، التماس
- implore در خواست کردن از، لابه کردن به، التماس کردن به
- impetration لابه، استغاثه، در خواست
- rrayer دعا، نماز، درخواست
- invoke دعا کردن به، طلب کردن، در خواست کردن
- sue تعقيب کردن، پي کردن، درخواست کردن به
- suing تعقيب کردن، پي کردن، درخواست کردن به