برهنه معنی انگلیسی altogether bald bare naked nude واژههای انگلیسی با این معنی naked برهنه، لخت، عريان bare برهنه، لخت، عريان unclad برهنه، لخت، عريان nude برهنه، لخت، پوچ discalced برهنه، پابرهنه denudate برهنه، لخت achene تخم برهنه، بذر برهنه، فندقه gymnospore هاگ برهنه، اسپر لخت. gymnopterous برهنه بال stripper رقاص برهنه، برهنه رقص، کننده dismantlement برهنه سازي، برداشتن اسباب واثاثيه واسلحه ازجايي denude برهنه کردن، لخت کردن، عاري ساختن stark naked بکلي برهنه، لخت (و) عور denudation برهنه سازي، برهنگي gymnostomous برهنه دهان nudibranch برهنه آبشش barefooted باپاي برهنه، برهنه پا، باپاي پتي barehanded با دست برهنه، بيدستکش، بيسلاح gymnosophist فيلسوف برهنه، مرتاض برهنه gymnogynous برهنه تخمدان stripteaser رقاصه برهنه . widowed OF fruits برهنه از ميوه barelegged با رانهاي برهنه، بي جوراب، بي پوشش magascopic نمودار بچشم برهنه