دیکشنری فارسی

denude

معنی فارسی

برهنه کردن لخت کردن عاري ساختن

معنی کامل و مثال‌ها

/dē nōōd´, -nyōōd´; di-/vt.

● لخت کردن، برهنه کردن، عریان کردن

hills denuded of trees

تپه‌های عاری از درخت

● (جانداران و گیاهان ناحیه‌ای را معدوم کردن)، جاندار زدایی کردن، گیاه زدایی کردن، زیست‌کشی کردن

fire has denuded this region

این ناحیه در اثر آتش‌سوزی لخت و عور شده است.

● (زمین‌شناسی) برهوت کردن (در اثر فرسایش و سیل و غیره)

تعریف انگلیسی

verb
  1. lay bare “denude a forest” “Somebody ----s something” “Something ----s something” “They denude the trees”

مترادف‌ها

verb active
Strip, divest, make bare, make naked.

واژه‌های دیگر با معنی «برهنه کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن