به معنی انگلیسی a- against at by into for in on onto over through to toward upon with واژههای انگلیسی با این معنی bah به، علامت تعجب حاکي ازاهانت و تحقير. onto به، بر، سوي quince به، درخت به zowie به !، وا!، اوه ! hey for به به به، جانم به thereto به آن، بدان (نامه يا قرارداد)، بعلاوه owing to نظر به، به واسطه، به سبب to به سوي، بطرف، پيش forcedly به زور، زورکي، به اجبار seedless به تخم، بي دانه، بي نسل overhead expenses به خرج، به هزينه hight به نام، به اسم excluding..... به جزء pro rata به نسبت، به تناسب، نسبي whisperingly به نجوا، نجوا کنان، سر گوشي respecting راجع به، در خصوص، درباره flabbily به سستي، بطور شل و ول. toxin زهرا به، ترکيب زهري wilily به حيله، با تزوير apropos of راجع به، نسبت به acridly به تندي، بدرشتي despicably به پستي، بخواري object of claim مدعي به، خواسته acrimoniously به تندي، بتلخي