به ...
معنی انگلیسی
with
واژههای انگلیسی با این معنی
- bah به، علامت تعجب حاکي ازاهانت و تحقير.
- onto به، بر، سوي
- quince به، درخت به
- zowie به !، وا!، اوه !
- hey for به به به، جانم به
- thereto به آن، بدان (نامه يا قرارداد)، بعلاوه
- owing to نظر به، به واسطه، به سبب
- to به سوي، بطرف، پيش
- forcedly به زور، زورکي، به اجبار
- seedless به تخم، بي دانه، بي نسل
- overhead expenses به خرج، به هزينه
- hight به نام، به اسم
- excluding..... به جزء
- pro rata به نسبت، به تناسب، نسبي
- whisperingly به نجوا، نجوا کنان، سر گوشي
- respecting راجع به، در خصوص، درباره
- flabbily به سستي، بطور شل و ول.
- toxin زهرا به، ترکيب زهري
- wilily به حيله، با تزوير
- apropos of راجع به، نسبت به
- acridly به تندي، بدرشتي
- despicably به پستي، بخواري
- object of claim مدعي به، خواسته
- acrimoniously به تندي، بتلخي