تابنده معنی انگلیسی incandescent radiant twirler واژههای انگلیسی با این معنی gleamy تابنده، پرتوافگن، باروشنايي ضعيف تابنده phosphorescent paint رنگ تابنده perfect radiator تابنده کامل phosphorescent تابنده (جون فوسفوري) radiometer التي که نشان ميدهدچگونه ازنيروي تابنده، ميتوان استفاده مکانيکي نمود radiometric التي که نشان ميدهدچگونه ازنيروي تابنده، ميتوان استفاده مکانيکي نمود radiometry التي که نشان ميدهدچگونه ازنيروي تابنده، ميتوان استفاده مکانيکي نمود radiant تابان، تابنده، درخشنده glowing تابان، تابنده، تاب امده photogenic روشني زا، تابنده، روشنايي دهنده photogenically روشني زا، تابنده، روشنايي دهنده coruscant برق زننده، تابنده، لامع radiant heat گرمايي که پرتووارازجسمي بيرون ايد، گرماي تابنده reverberatory برگرداننده، منعکس سازنده يا شونده، تابنده irradiant درخشان، روشن، تابنده aglitter درتابش، متلالا، تابنده .