خانه خانه
معنی انگلیسی
check checkered
واژههای انگلیسی با این معنی
- house خانه، سراي، منزل
- home خانه، خانمان
- Lares خانه
- honey-combed خانه خانه، سوراخ سوراخ، خانه زنبوري
- cloisonne خانه خانه، حجره حجره .
- indoors در خانه، توي خانه، ذرزير سقف
- homeless بي خانه، بي خانمان
- housewives زن خانه
- within doors در خانه
- thrifty خانه دار، صرفه جو، داراي عقل معاش
- housewifely خانه دار، صرفه جو، از روي خانه داري يا صرفه جوئي
- poor house گدا خانه، نوانخانه، مسکين خانه
- rotunda خانه گرد، تالارگرد، ساختمان گردگنبد دار
- statehouse خانه ملت، مجلس مقننه ايالتي، مجلس ايالتي.
- houseman مرد خانه، اهل خانه، مستخدم خانه
- homemaker خانه دار، اداره کننده خانه .
- cohabitant خانه يکي، هم خانه، همخواب
- housewifery خانه دار، کدبانوگري
- house-top بام خانه، پشت بام
- phytotron گيا خانه، گيا گاه
- post office پست خانه
- secretariate دبير خانه، دفترخانه، دارالا انشا
- priories راهب خانه، دير، خانقاه
- priory راهب خانه، دير، خانقاه