دربدر معنی انگلیسی homeless vagabond vagrant waif wandering واژههای انگلیسی با این معنی errant دربدر، اواره، سرگردان planetary life زندگي دربدر knight errant شواليه دربدر، سلحشورمخاطره جو knight errantry کردارسلحشوران و شواليه هاي دربدر، مخاطره جويي، دل بدريازني errantry زندگي يارفتارياعقايدسلحشوران دربدر، دربدري، سرگرداني runagate آواره، دربدر، خانه بدوش vagabond آواره، دربدر، خانه بدوش gangrel اواره، دربدر، بيکار vagabondish ولگرد، دربدر، ولگردوار. stroll گرديدن، دربدر بودن، گردش vagrant ولگرد، (آدم) آواره يا دربدر، اوباش mendiant گدا، درويش، دربدر itinerant گردنده، سيار، دربدر waif مال بي صاحب (دريا)، جانور ولگرد، آدم دربدر planetary سياره اي، سياره وار، گردنده outcast رانده، بيرون انداخته، مردود