سبک کردن
معنی انگلیسی
alleviate lighten mitigate
واژههای انگلیسی با این معنی
- mitigate سبک کردن، تخفيف دادن، کم کردن
- mitigator سبک کردن، تخفيف دادن، کم کردن
- lighten سبک کردن، راحت کردن، آسوده کردن
- waft سبک کردن، در روي هوا يا آب شناور ساختن، پرش مرغ با يک تکان بال
- allayment سبک کردن، ارام کردن، تخفيف دادن
- alleviate سبک کردن، ارام کردن، تخفيف دادن
- sally ship سبک کردن ناو، از گل کندن ناو
- delibration سبک سنگين کردن
- brush block سد کردن سبک براي ايجاد تاخير در حرکت، رقيب (فوتبال آمريکايي)
- jetsam کالا يي که براي سبک کردن کشتي بدريا مي، ريزند، کالا ي اب اورد.
- palliate موقتا ارام کردن، تاچندي سبک کردن، سبک نشان دادن
- relax سست کردن، شل کردن، سبک کردن
- romanticize بصورت خيالي دراوردن، داستان خيالي نوشتن.، از سبک رومانتيک پيروي کردن
- attenuate رقيق کردن، نازک کردن، لاغر کردن
- P. -1 نشانه شيميائي عنصر فسفر.، -2 مخفف کلمات زير است:، وضعيت
- bateau نوعي قايق سبک وزن.، وابسته به چاک کردن پيراهن زنانه که تا، شانه هاميرسد
- whisk گرد گير، مگس ران، تکان تند
- archaize به سبک قديمي در آوردن، کهنه نما کردن، واژه يا سبک قديمي به کار بردن
- flit کوچ کردن، رفتن، نقل مکان کردن
- kern پياده سبک اسحله ايرلندي، روستايي، دهاتي.
- lavitate سبک شدن، و در هواپرواز کردن، در هوا پرواز دادن
- undervalue کم براورد کردن، کم قيمت کردن، سبک گرفتن