سفت شدن معنی انگلیسی tauten bind congeal firm harden set solidify stiffen toughen واژههای انگلیسی با این معنی toughen سفت شدن، پي شدن، سخت شدن rigidify سفت شدن، سخت شدن، محکم کردن. tasten محکم شدن، سفت شدن، چسبيدن solidified جامد کردن يا شدن، سفت کردن يا شدن، سخت کردن يا شدن solidifies جامد کردن يا شدن، سفت کردن يا شدن، سخت کردن يا شدن solidify جامد کردن يا شدن، سفت کردن يا شدن، سخت کردن يا شدن harden سخت کردن، سفت کردن، سفت شدن stiffenj سفت وسخت کردن، شق کردن، سفت شدن. congeal يخ بستن، بستن، منجمد شدن tauten سفت کردن، درست کردن، مرتب کردن titer چگالي محلول، کمينه ي وزن يا مقدار ماده ي لازم براي رسيدن به، نتيجه ي بخصوص beetled لاغر، نزار، لخم beetle تخماق، کلوخ کوب، زمين سفت کن sculpt حجاري کردن، منقور کردن.، مدل مجسمه ساز شدن tighten سفت کردن، محکم کردن، تنگ کردن inspissate سفت کردن، غليظ کردن، انگشت پيچ کردن grapple چنگک، قلاب، گلاويزي jell لرزانک، منجمد کردن، دلمه شدن consolidate سخت کردن، سفت کردن، بهم پيوستن consolidator سخت کردن، سفت کردن، بهم پيوستن