سیخ معنی انگلیسی poker erect prod skewer spit spur واژههای انگلیسی با این معنی broach سيخ، سوراخ کن، براي نخستين بار باز کردن يا مطرح نمودن يا grid سيخ، سيخ شبکه اي، رسته هاي درهم برهم در راه اهن ومانندان poker سيخ، سيخ بخاري، چوبداردر دانشگاه هاي اکسفوردو کمبريج grill سيخ، سيخ شبکه اي، گوشت کباب کن skewer سيخ، بسيخ کشيدن (يازدن) سيخ کردن، باسيخ سوراخ کردن horrent سيخ، سيخي، خاردار. yerk سيخ زدن، سک زدن، برانگيزاندن poke سيخ زدن، بهم زدن، هل دادن prod سيخ زدن، سک زدن، سيخک smoke jack سيخ گردان spit سيخ (کباب)، دماغه کوچک، بسيخ کشيدن horripilate سيخ شدن مو، دچار سيخ مويي شدن horripilation سيخ شدگي مو، سيخمويي cockspur سيخ پاي خروس gridiron سيخ خوراک پزي، گوشت کباب کن، پايه مشبک که ازچندتيزدرست کنند brochette سيخ ياميل کوچک، سنجاق يا گل سينه کوچک. pilomotor response پاسخ سيخ شدن مو roasting jack سيخ کباب گردنده poke the fire اتش را سيخ بزنيد، اتش را بهم بزنيد crick سيخ شدگي (گردن وپشت، ) خشکي slice bar ميله يا سيخ ذغال بهم زني. turnspit اسبابي که سيخ کباب را روي اتش ميچرخاند.، سگ آموخته، چرخنده fire-irons لوازم بخاري (همچون سيخ وخاک اندازوانبر) spur مهميز، سيخ، سيخک