شلاق معنی انگلیسی cowhide lash leather scourge whip واژههای انگلیسی با این معنی lash شلاق، تسمه، ضربه whiplash شلاق، هرچيزي شبيه شلاق، ضربه يا تکانشلاقي whip شلاق، راننده گردونه چنداسبه، اخطار براي حضور در موقع راي دادن whipt شلاق، راننده گردونه چنداسبه، اخطار براي حضور در موقع راي دادن knout شلاق، تازيانه، قنوط (روسي) horsewhip شلاق، قمچي، شلاق زدن flagellum شلاق، تازيانه، ليف جنبنده lash vt شلاق زدن، زدن، هجو کردن flog شلاق زدن، تازيانه زدن، باشلاق راندن flagellate شلاق زدن، تازيانه زدن، داراي ريشه هاي ليفي ياشلاقي flagellation شلاق زني، تازيانه زني، عکس تازيانه زدن عيسي vapulation شلاق زني wallop شلاق زدن cartwhip شلاق کاري، شلاق زدن، تنبيه کردن whipstock دسته شلاق flagellant شلاق زننده، تازيانه زننده، متعصب مذهبي که درقرن سيزدهم خودرا flagellator شلاق زننده، تازيانه زننده bullwhip شلاق چرمي. pizzle شلاق کير گاو eighty lashes هشتاد ضربه شلاق quirt شلاق سواري دسته کوتاه biflagellate داراي دو بخش شلاق مانند، دو تازيانه اي، دو تسمه اي sjambok شلاق چرم کرگدن يا اسب آبي، شمباک، با شمباک شلاق زدن handride اسبدواني بدون کمک مهميز يا شلاق