لای معنی انگلیسی mud ooze sediment silt slime slush واژههای انگلیسی با این معنی silt لاي، لجن، گل گرفتن silting up لاي گيري، انسداد خلل و فرج، لاي گرفتگي silt layer لايه لاي siltation لاي زايي inorganic silt لاي غيرآلي book-marker نشان لاي کتاب، چوب الف bookmark نشان لاي کتاب، چوب الف. lardon تکه چربي که لاي گوشت گذارند. lardoon تکه چربي که لاي گوشت گذارند. croustade ناني که در لاي آن خوردني ميگذارند interleaf برگ سفيد که لاي برگهاي کتابي بگذارند، برگ زيادي blowby فرار گازهاي نسوخته از لابه لاي رينگهاي، پيستون به، درون جعبه دنده . strudel ورقه نازک خمير پخته که لوله شده و لاي ان، شيريني باشد larding-pin سيخي که باآن پيه خوک را لاي گوشت ميگ ذارند shim تيکه اي از فلزکه لاي دو قسمت ماشين ميگذارند، فاصله پرکن dumpling خميري که ميوه لاي ان گذاشته يابجوشانندياچون، نان بپزند farded-bound تورم شيردان و هزار لاي حيوان که مانع نشخوار ميشود draff درد، لاي، پس مانده sediment ته نشست، لاي، رسوب sludge لجن، لاي dredge لاروب، لاي روب، فرش کن sedimentation رسوب سازي، لاي گيري، دردگيري lard vt با قيمه خوک پرکردن، گوشت خوک لاي گذاشتن، آرايش دادن dregs درد، لرد، لاي