لخت معنی انگلیسی altogether bald bare inert leaden stark limp naked nude piece portion share واژههای انگلیسی با این معنی stripped لخت، برهنه open wire سيم لخت، سيم هوايي. stripe لخت کردن، برهنه کردن، تهي کردن rake up لخت کردن، گود کردن. bare bow کمان لخت starkers لخت و پتي، عريان، برهنه bare machine ماشين لخت. viscous hysteresis پسماند لخت open wire line خط سيمي لخت، خط سيمي هوايي. tricuspidate داراي سه لخت، داراي سه چين در دريچه قلب. beefcake عکس مرد خوش هيکل و لخت يا نيمه لخت Actaeon اکتئون نام شکارگري که بدن لخت ديانا الهه شکار و جنگل را ديد وبشکل گوزن درآمد naked برهنه، لخت، عريان bare برهنه، لخت، عريان unclad برهنه، لخت، عريان skinflick فيلم داراي صحنه هاي شهواني و تصوير آدمهاي، لخت، فيلم هرزه nude برهنه، لخت، پوچ apterium بي پر، لخت، لختپوست denudate برهنه، لخت bare wire سيم بدون روپوش، سيم لخت، سيم بدون روکش shear چيدن، لخت کردن، گوش (کسي را) بريدن denude برهنه کردن، لخت کردن، عاري ساختن disfurnish بي اسباب کردن، لخت کردن gymnospore هاگ برهنه، اسپر لخت.