مجادله معنی انگلیسی altercation polemic wrangle واژههای انگلیسی با این معنی polemize مجادله کردن، ستيزه کردن، يکي بدو کردن logomachy مجادله لفظي، ستيزه واژه اي polemical مجادله اميز، مباحثه اي poetomachia مجادله شعرا، مشاعره contending مجادله کننده، ستيزه کننده، مخالف nature-nurture controversy مجادله سرشت - پرورش hassle جر و بحث، مجادله، بگومگو altercation ستيزه، مجادله، مباحثه poiemic جدالي، مجادله اي، مباحثه اي polemic جدالي، مجادله اي، مباحثه اي altercate ستيزه کردن، مجادله کردن، مشاجره نمودن debatably مناظره، مباحثه، مجادله debate مناظره، مباحثه، مجادله contend ستيزه کردن، مشاجره کردن، مجادله کردن tiffing ستيزه کردن، مشاجره کردن، مجادله کردن contention ستيزه، مشاجره، نزاع contentiously ستيزه، مشاجره، نزاع agonistic وابسته به مسابقه هاي باستاني يونان، ورزشي، کوشش اميز contest همکاري، مسابقه، رقابت disputably ستيزه، چون وچرا، جدال dispute ستيزه، چون وچرا، جدال