ناله کردن معنی انگلیسی moan whimper whine واژههای انگلیسی با این معنی waul ناله کردن، شيون کردن، زاري کردن whimper ناله کردن، ناليدن، ناله کنان whimperingly ناله کردن، ناليدن، ناله کنان whine ناله کردن، ناليدن، با ناله گفتن pule ناله کردن، زوزه کشيدن، جيک جيک کردن mewl ناله کردن، ميو ميو کردن bleat بع بع (کردن)، ناله کردن، بع بع wail شيون (کردن)، ناله کردن، ماتم (گرفتن) repine ناراضي بودن، دلتنگ بودن، ناله کردن croon ناله، زمزمه، ناله کردن querulousness کج خلقي، زودرنجي، خوي ناله کردن وگله زاري grumble غرغرکردن، لندلندکردن، گله کردن groan ناله، فرياد، شکايت کردن hone سنگ تيغ تيز کن، با سنگ تيز کردن، صاف کردن yowl فرياد زدن (يا کشيدن)، نعره، هلهله grouch غرغرکردن، لندلندکردن، گله کردن grouchily غرغرکردن، لندلندکردن، گله کردن grouchiness غرغرکردن، لندلندکردن، گله کردن moan ناله، زاري، شکايت