پریدن
معنی انگلیسی
hop jump leap spring vault
واژههای انگلیسی با این معنی
- kickover زدن و پريدن (ژيمناستيک)
- overjump نسبت به نيروي خود زياد پريدن، بيش از اندازه نيروي خود جستن
- skydive پريدن از هواپيما با چتر و مانور پيش از، بازشدن چتر
- steer wrestling پريدن از اسب به گردن گاو و فرود آمدن او، به زمين با پيچاندن گردنش
- spring board تخته شيرجه (که هنگام پريدن يا شيرجه رفتن، بکار ميرود)
- splash board گل گير (جلو گردونه که از پريدن گل براننده، جلوگيري ميکند)
- jump جستن، پريدن، خيز زدن
- wiggle لوليدن (مانند کرم)، ازاينسو به آن سو پريدن
- splash line خط شروع غواصي، خط پريدن به آب در غواصي
- wriggle لوليدن (مانندکرم)، از اين سو به آن سو پريدن، طفره رفتن
- bail out به قيد کفيل ازاد کردن و شدن، با پاراشوت از هواپيما پريدن.
- hurdle step جهش کوتاه روي يک پا پيش از شيرجه، جهش کوتاه پيش از پريدن از روي خرک
- bounce بالاجستن، پس جستن، پريدن
- bouncily بالاجستن، پس جستن، پريدن
- bounciness بالاجستن، پس جستن، پريدن
- skip جست وخيز کزدن، جستن، پريدن
- skippingly جست وخيز کزدن، جستن، پريدن
- flies مگس، طعمه، حشره پردار
- fly مگس، طعمه، حشره پردار
- volatilize تبخير کردن، بخار کردن، بخارشدن
- flit کوچ کردن، رفتن، نقل مکان کردن
- twinkle چشمک زدن، برق برق زدن، تکان تکان خوردن
- fadeaway ناپديدي، غيبت، زوال.
- HOP جهيدن، ورجه وورجه کردن، با جهش حرکت کردن