پس زدن معنی انگلیسی backlash jerk redound repel shed shunt turn ward واژههای انگلیسی با این معنی withdraw پس زدن، پس کردن، عقب کشيدن blowback پس زدن گاز، (به علت ترکيدن پوکه يا نقص گلنگدن)، عقب نشيني خودکار backfire پس زدن تفنگ، منفجر شدن قبل از موقع، نتيجه معکوس گرفتن arc-back پس زدن جرقه back-fire پس زدن جرقه flashback پس زدن شعله slow whistle تاخير داور در سوت زدن پس از خطا arrest of judgment سرباز زدن قاضي از صدور حکم پس از اعلام، نظر هيات منصفه به علت مطالبي که در، مدارک ارائه شده به نظر رسيده و آنهارا repulse دفع کردن، پس زدن، عقب زدن taken aback متحيرماندن، پس زدن، بدگل خوردن undraw کشيدن، پس زدن، کنار کشيدن back lash پس زني، پس زدن reest امتناع کردن، سر پس زدن اسب، دود زدن ماهي و غيره parried دفع کردن، دورکردن، پس زدن parries دفع کردن، دورکردن، پس زدن parry دفع کردن، دورکردن، پس زدن rebound دوباره بجاي خود جستن، بحال نخستين برگشتن، پس زدن برگشتن regorge بالا اوردن، قي کردن، دوباره فروبردن lick ليسيدن، زبانه کشيدن، فرا گرفتن account (.vt.& vi): شمردن، حساب کردن، محاسبه نمودن netball بازي شبيه بسکتبال با 7 بازيگر، توپ گدائي، توپي که پس از برخورد با لبه pullback پس رفتن، عقب زدن، قلا ب