پیش بردن معنی انگلیسی advance further win واژههای انگلیسی با این معنی advance پيش بردن، بالا بردن، جلو بردن outvie پيش بردن از، برتري جستن از lavabo آيين دست شستن کشيش هنگام پيش بردن عشاه، رباني protrude جلو بردن، پيش بردن، بيرون انداختن encouage تشويق کردن، پيش بردن، دلگرم کردن expedite تسريع کردن (در)، پيش بردن، شتابانيدن expeditor تسريع کردن (در)، پيش بردن، شتابانيدن redevelop دوباره پيشرفته کردن، دوباره پيش بردن، دوباره ظاهرکردن promote بالابردن، ترقي دادن، پيش بردن furtherance پيشرفت، وسيله فراهم سازي، پيش بردن push پوش، هل دادن، از عقب زور دادن forwards بازي کن جلو، فرستادن، حمل کردن impel وادار کردن، بران داشتن، راندن overcome پيروز شدن بر، مقلوب ساختن، غلبه کردن بر carriage بردن، حمل، کرايه shove هل، پرتاب، تنه advancement پيشرفت، ترقي، ترفيع further بيشتر، ديگر، مجد د steer راندن، بردن، راهنمايي کردن walking ring پيست بيضي شکل براي راه بردن و گرم کردن، اسب پيش از مسابقه