که نما
معنی انگلیسی
palliative
واژههای انگلیسی با این معنی
- gyrocompass نوعي قطب نما که همواره شمال حقيقي را، نشانميدهد.
- thaumaturge کسيکه که کارهاي خارق العاده ومعجزه نما، ميکند، خرق عادت کن
- lumber's line خط شاخص قلب نما که مشخص کننده سينه ناو، است، خط سينه ناو
- gimbal ring اسبابي که براي تراز نگاهداشتن قطب نما و، چيزهاي ديگر در دريا بکار ميرود، (gimbals).
- lubber line خطي که روي صفحه قطب نما امتداد محور طولي، هواپيما را نشان ميدهد
- moquette يکجور پارچه مخمل نما که براي فرش يا رويه، صندلي بکار ميرود
- muslin يکجور پارچه پشت نما که از آن جامه هاي زنانه، درست مي کنند، مشمش
- gyroscope گردش بين، گردش نما (اسبابي که جنبش وضعي زمين راثابت، ميکند)
- gyroscopic گردش بين، گردش نما (اسبابي که جنبش وضعي زمين راثابت، ميکند)
- gyroscopically گردش بين، گردش نما (اسبابي که جنبش وضعي زمين راثابت، ميکند)
- hygroscope رطوبت نما، نم بين، نم نما : آلتي که نم هوا را نشان ميدهد ولي نمي
- viewdata سيستم خانگي تحويل اطلاعات که از طريق آن، استفاده کنندگان مي توانند بطور محاوره اي، از تلويزيونهاي محلي خود به پايگاه داده
- stele سنگ قبر، سنگ کيلومتر نما، پلمه
- Atlas نقشه نامه، کتاب جهان نما، کوه اطلسدرافريقا
- bellwether پيش اهنگ گله، گوسفند زنگوله دار، رهبر
- planetaria افلاک نما، سياره، اسبابي که بدان گردش سياره هارابدانش اموزان
- planetarium افلاک نما، سياره، اسبابي که بدان گردش سياره هارابدانش اموزان
- backslapper آدمي که براي تشويق دست به شانه و پشت، ديگران ميزند، زياده نما
- phonoscope سيم ازما، التي که بدان سيم هاي ادوات موسيقي ازموده، ميشوند
- orrery اسبابي که بدان گردش سياره هارا بدانش آموزان، نشان ميدهند، افلاک نما
- facing پوشش، روکش، نما
- tracking symbol علامت کوچکي روي صفحه نمايش تصوير که محل، مکان نما را نشان مي دهد
- lively description شرح روشن يا واقع نما، شرحي که حالت واقعي يا اصلي رانشان دهد
- telegenic داراي قيافه اي که در تلويزيون زيباتر به نظر، ميآيد، خوش نما