دیکشنری فارسی

auscultate

معنی فارسی

گوش دادن معاينه کردن.

معنی کامل و مثال‌ها

/ôs´kǝl tāt´/vt., vi.

● (پزشکی) با گوشی معاینه کردن، با گوش دادن معاینه کردن، شنود درمانی کردن، تحت معاینه قرار گرفتن

تعریف انگلیسی

verb
  1. examine by auscultation “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody”

واژه‌های دیگر با معنی «گوش دادن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن