auscultate
معنی فارسی
گوش دادن معاينه کردن.
معنی کامل و مثالها
/ôs´kǝl tāt´/vt., vi.
● (پزشکی) با گوشی معاینه کردن، با گوش دادن معاینه کردن، شنود درمانی کردن، تحت معاینه قرار گرفتن
تعریف انگلیسی
verb
- examine by auscultation “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody”