دیکشنری فارسی

delayer

UKdileiər

معنی فارسی

درنگ تعويق معطلي مهلت دست بدست کردن دير کردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. a person who delays; to put off until later or cause to be late

واژه‌های دیگر با معنی «درنگ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن