delaying
UKdileiiŋ
USdı'leııŋ
معنی فارسی
درنگ تعويق معطلي مهلت دست بدست کردن دير کردن
درنگ تعويق معطلي مهلت دست بدست کردن دير کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن