دیکشنری فارسی

heightening

UKhaitniŋ US'haıtənıŋ

معنی فارسی

بلندکردن بلندترکردن شديدکردن زيادشدن شديدکردن بالابردن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. reaching a higher intensity “their heightening fears”

واژه‌های دیگر با معنی «بلندکردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن