دیکشنری فارسی

supposing

UKsəpouziŋðæt USsə'pəuzıŋ

معنی فارسی

فرض کردن گمان کردن خيال کردن تصور کردن احتمال دادن مستلزم بودن

واژه‌های دیگر با معنی «فرض کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن