supposing
UKsəpouziŋðæt
USsə'pəuzıŋ
معنی فارسی
فرض کردن گمان کردن خيال کردن تصور کردن احتمال دادن مستلزم بودن
فرض کردن گمان کردن خيال کردن تصور کردن احتمال دادن مستلزم بودن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن