to give ear معنی فارسی گوش دادن واژههای دیگر با معنی «گوش دادن» listen گوش دادن، گوش کردن، پذيرفتن auscultate گوش دادن، معاينه کردن. harken گوش دادن (به)، گوش کردن (به) hearken گوش دادن (به)، گوش کردن (به) hark گوش دادن (به) stridulate صداي گوش خراش دادن hear شنيدن، گوش کردن، گوش دادن به radio fix تعيين محل فرستنده دشمن يا خودي بااستفاده، از دو يا چند ايستگاه به گوش، تعيين محل intend قصد کردن، قصد داشتن، خيال داشتن fraud فريب، حيله، کلاه برداري