از آغاز
معنی انگلیسی
ab initio
واژههای انگلیسی با این معنی
- abinitio از آغاز
- wire to wire از آغاز تا فرجام
- preseason مسابقه هاي پيش از آغاز فصل
- pre-game drills تمرينهاي قبل از آغاز مسابقه
- free position روش آغاز مجدد بازي پس از خطا
- early foot سرعت بيش از حد در آغاز اسبدواني
- drive the green با يک ضربه گوي را از نقطه آغاز به چمن، نرم رساندن (گلف)
- jump start شروع از محل آغاز با پرش به هوا و بجلو، (اسکي روي آب)
- hole in one گوي ضربه خورده از نقطه آغاز که به سوراخ، مي افتد (گلف)، اتمام يک بخش با يک
- USRT سرنام عبارت "universal synchronous، " receiver-transmitter (به مفهوم گيرنده فرستنده همزمان، جهاني) واحدي است که معمولا از يک مدار مجتمع تشکيل
- asynchronous computer نوعي از کامپيوتر که در آن هر عمل در، نتيجه سيگنالي که از تکميل عمل قبلي، حاصل مي شود و يا در اثر اعلام آمادگي
- reawaken تجديد کردن، نو کردن، تازه کردن
- reintroduced تجديد کردن، نو کردن، تازه کردن
- reinvigorated تجديد کردن، نو کردن، تازه کردن
- renew تجديد کردن، نو کردن، تازه کردن
- renewal تجديد، تازه سازي، تمديد
- reassume از سر گرفتن، دنبال کردن، دوباره بدست آوردن
- reoccupy از سر گرفتن، دنبال کردن، دوباره بدست آوردن
- resume از سر گرفتن، دنبال کردن، دوباره بدست آوردن
- originally اسلا، در اصل، از اصل