از بر کردن
معنی انگلیسی
memorize study
واژههای انگلیسی با این معنی
- memorize از بر کردن، حفظ کردن، بخاطر سپردن
- pre establish از پيش بر قرار کردن
- foreshown از پيش نشان دادن، از پيش دلالت کردن بر، پيشگويي کردن
- foreshow از پيش نشان دادن، پيشگويي کردن، از پيش دلالت کردن بر
- foretoken نشان پيش، اشاره پيش، مقدمه
- declaratory statute قانون اعلامي، قانون تاکيدي، قانوني است که محتوي مطلب جديدي نيست
- M. مخفف کلمات زير است:، ميکروکوکوس، تيره اي از ميکربهاي خانواده ميکرو
- M.A. مخفف جملات زير:، سن عقلي، سن يکنفر بر حسب رشد نيروهاي عقلي و
- wt. = weight، وزن سنگيني.، وزن اتمي
- prima-facie evidence مدرک به ظاهر قاطع، مدرک محمول بر صحت، مدرکي که در صورت تکذيب يا توضيح طرف
- accuse تهمت زدن (به)، متهم ساختن، شکايت کردن از
- push پوش، هل دادن، از عقب زور دادن
- denunciate تهمت زدن (به)، متهم ساختن، شکايت کردن از
- incriminator تهمت زدن (به)، متهم ساختن، شکايت کردن از
- indicate نشان دادن، اشاره کردن بر، دلالت کردن بر
- surmount بالا (ي چيزي) قرار گرفتن، غالب آمدن بر، برطرف کردن
- overcome پيروز شدن بر، مقلوب ساختن، غلبه کردن بر
- presuppose از پيش فرض کردن، در بر داشتن، متضمن بودن
- overpass گذشتن از، گذراندن، تجاوز کردن
- put upon تحميل کردن بر، استفاده کردن از، سود بردن از
- avenge کينه جويي کردن (از)، تلافي در آوردن (بر سر)، انتقام کشيدن
- foreshadow از پيش خبر دادن، نشان دادن، نمونه بودن از
- betoken نشاني بودن از، خبردادن از، دلالت کردن بر
- signified دلالت کردن بر، حاکي بودن از، باشاره فهماندن