اطمینان کردن
معنی انگلیسی
rely trust
واژههای انگلیسی با این معنی
- vouch ضمانت کردن، اطمينان کردن، تاييد کردن
- confide سپردن، محرمانه گفتن، اطمينان کردن
- mistrust بد گماني، عدم اطمينان، بد گمان بودن
- mistrustingly بد گماني، عدم اطمينان، بد گمان بودن
- accredit اعتبارنامه دادن، استوارنامه دادن(به)، معتبر ساختن
- trut اعتماد کردن، اطمينان داشتن، توکل کردن
- relied اعتماد کردن، تکيه کردن، اطمينان داشتن
- relies اعتماد کردن، تکيه کردن، اطمينان داشتن
- rely اعتماد کردن، تکيه کردن، اطمينان داشتن
- assurable اطمينان دادن، خاطر جمعي يا دلگرمي دادن، حتمي کردن
- assure اطمينان دادن، خاطر جمعي يا دلگرمي دادن، حتمي کردن
- undoubting اطمينان دادن، خاطر جمعي يا دلگرمي دادن، حتمي کردن
- avouch آشکارا گفتن، اقرار کردن، تصديق کردن
- reasure دوباره اطمينان يا قوت، قلب دادن به، دوباره بيمه کردن
- affiance اطمينان، اعتماد، عهد ازدواج
- plighted اطمينان، اعتماد، عهد ازدواج
- figure on توجه کردن، اطمينان داشتن، در صدد بودن.
- play up اطمينان دادن به، تاکيد کردن.