باشتاب معنی انگلیسی expeditious pell-mell hastily واژههای انگلیسی با این معنی scribble باشتاب نوشتن، بد نوشتن، بدچيزنوشتن full drive باشتاب هرچه بيشتر، بسرعت هرچه تمامتر globe-trotting جهانگردي وسياحت باشتاب speedily زود، باشتاب، سريعا scrawl بد نوشتن، باشتاب نوشتن، قورباغه اي نوشتن ventre a terre سراسيمه، باشتاب هرچه بيشتر، شکم بزمين quickie چيزيکه بسرعت انجامشود.، فيلم سينمايي که ارزان و باشتاب تهيه شده، مشروب الکلي که تند نوشيده شود hurry scurry دستپاچگي، شتاب زدگي، باشتاب انجام شده hurry skurry دستپاچگي، شتاب زدگي، باشتاب انجام شده amain بانيرو، باقوت تمام، بشدت تمام headlong باکله، سربجلو، بادست پاچگي cram چپانيدن، تپانيدن، انباشتن