بالا بلند
معنی انگلیسی
tall
واژههای انگلیسی با این معنی
- high grown بلند بالا، بلند قد، داراي سبزيکاي يا درخت کاري بلند
- beadroll فهرست بالا بلند، ليست بلند، کاتالوگ
- talll بلند، قد بلند، بلند بالا
- tall بلند، قد بلند، بلند بالا
- strapper تازيانه زن، تسمه کار، تسمه بند.
- elevated بلند، فرازين، بالا
- highbrow اهل فضل و هنر، انديشمند، داراي طبع بلند و سليقه ي خوب
- stilted سوار چوب پا، بالا ايستاده، بلند
- uprear بلند شدن، بالا بردن، نصب کردن.
- hoist بالا بردن، بلند کردن، بر افراشتن
- ascend بالا رفتن، صعود کردن، بلند شدن
- superior بالا رتبه، بلند پايه، بزرگ (تر)
- lifter بالا بر، بلند کننده، مرتفع کننده
- antilift device ماسوره ضد بلند کردن مين، ماسوره ضد بالا بردن مين
- aspire آرزو داشتن، بلند پروازي کردن، بالا رفتن
- aspiringly آرزو داشتن، بلند پروازي کردن، بالا رفتن
- upheave بالا آوردن، بلند کردن، ورغلپيدن
- upraise بلند کردن، بالا بردن.