بردباری معنی انگلیسی bearing endurance equanimity forbearance fortitude patience tolerance toleration واژههای انگلیسی با این معنی toleration بردباري، شکيبايي، تحمل tolerance بردباري، شکيبايي، تحمل fortitude بردباري، شکيبايي، طاقت longanimity بردباري، شکيبائي، تحمل enduringness بردباري، تحمل intolerance نا بردباري، عدم تحمل، عدم قبول intolerantly بدون بردباري، بدون تحمل، متعصبانه bearingly از روي تحمل و بردباري passive obedience فرمانبرداري ازروي بردباري يا بي ارادگي، اطاعت صرف ordeal آزمايش سخت که بدان بردباري مردم را بسنجند، امتحان با عذاب جسمي bearing طاقت، بردباري، تحمل forbearance خودداري، بردباري، شکيبايي endurance تحمل، بردباري، طاقت spartanism دليري، بردباري، بي تکلفي endure تحمل کردن، بردباري کردن دربرابر، متحمل شدن dure تحمل کردن، بردباري کردن دربرابر، تن درداغن به patience شکيبايي، شکيب، بردباري intolerably بطور تحمل ناپذير، بطور غير قابل تحمل، سخت long suffering رنج کش، رنجبر، زحمت کش philosophy حکمت، علم اصول و علل، حکمت عملي phlosophies حکمت، علم اصول و علل، حکمت عملي