تباه
معنی انگلیسی
corrupt lost undone
واژههای انگلیسی با این معنی
- corrupt تباه، فاسد، فاسد شده
- corruptibleness تباه، فاسد، فاسد شده
- spoilt تباه، ضايع، فاسد
- depraved تباه، فاسد
- vitiation تباه سازي، معيوب سازي، تفساد
- viciousness تباه کاري، تباهي، شرارت
- corruptible تباه شدني، فاسد شدني، رشوه خوار
- deprave تباه کردن، فاسدکردن، بداخلاق کردن
- impieties تباه کاري، شرارت، وظيفه ناشناسي
- impiety تباه کاري، شرارت، وظيفه ناشناسي
- impiousness تباه کاري، شرارت، وظيفه ناشناسي
- vitiator تباه سازنده، مخرب، معيوب کننده
- vitiate فاسد کردن، تباه کردن، خراب کردن
- corrodent خورنده، تباه کننده، فاسد کننده
- profound gangrene غانقراباي گود، يعني انکه گوشت زيادي را تباه کرده باشد
- vicious بد کار، شرير، تباه کار
- gangrene غانقرايا، فسادعضو، تباهي اندام
- corruption تباهي، فساد، انحراف
- hectic دقي، سلي، استخواني
- hectically دقي، سلي، استخواني
- corruptionist فسادگستر، هرزه پرور، مفسد
- deadlier کشنده، مهلک، قاتل
- deadliest کشنده، مهلک، قاتل
- deadly کشنده، مهلک، قاتل