تسلیم شدن معنی انگلیسی bend bow give prostrate surrender submit succumb yield واژههای انگلیسی با این معنی give in تسليم شدن. tap out تسليم شدن (جودو)، مايي ته plotz تسليم احساسات شدن، احساساتي شدن capitulate تسليم شدن بموجب پيمان يا قرارداد، پيمان تسليم بستن throw in towel پرتاب حوله بمنظور تسليم شدن (بوکس) succumb از پا درآمدن، مردن، تسليم شدن abandon ترك گفتن، واگذار كردن، تسليم شدن acquiesce تن در دادن، راضي شدن، رضايت دادن unresisting تن در دادن، راضي شدن، رضايت دادن surrender تسليم کردن، واگذار کردن، سپردن yield دادن، بار آوردن، بهره دادن give up منصرف شدن، ول کردن، ترک کردن commit مرتکب شدن، سپردن، ارجاع کردن yeild point حد جاري شدن، مرز ريختن، حد فلوآژ