رخنه معنی انگلیسی crack crevice hole interstice porosity واژههای انگلیسی با این معنی leak رخنه، سوراخ، تراوش chink رخنه، شکاف، چاک air-tight بي رخنه، مانع دخول وخروج هوا leakiness رخنه داري، نشدي بودن، سوراخ بودن top a gap رخنه اي راگرفتن، درست کردن، نقيصه اي رارفع کردن gap filler يکان پوشاننده شکافها يا رخنه هاي بين، يکانها، رادار مخصوص پوشش مناطق باز gap marker علامت مخصوص نشاندادن رخنه در ميدان مين gap شکاف، رخنه، جاي باز air-hole منفذ، رخنه، بادگير penetrate راه يافتن، رخنه کردن، نفوذ کردن insinuation اشاره، رخنه يابي، خود جا کني pierce سوراخ کردن، رخنه کردن در، راه يافتن در penetration aids وسايل توليد نفوذ، وسايل توليد رخنه در صفوف دشمن crannies شکاف، چاک، رخنه cranny شکاف، چاک، رخنه penetract راه يافتن، نفوذ کردن، رخنه کردن transpirable قابل ترشح، فاش شدني، رخنه پذير hasty breaching نفوذ تعجيلي در ميدان مين، عبور تعجيلي از ميدان مين، رخنه تعجيلي bilge شکم بشکه، (قسمت مسطح) ته کشتي، رخنه پيداکردن flaw مو، ترک، درز flawlessly مو، ترک، درز flawlessness مو، ترک، درز staunch stanch بند اوردن (جريان چيزي)، وفادار، ثابت قدم oozy لجني، لجن زار، تراوش کننده